همسفر با ژنرال انگلیسی به سرزمین قالی‌های رنگارنگ

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- سرپرسی مولسورث سایکس، ایرانشناس، جغرافیدان، مستشرق، مورخ و نویسنده انگلیسی است. او پس از سفر به هند، راهی ایران شد و از شهرهای آن بازدید کرد. او اطلاعات خود از سفر به ایران را در کتابی با عنوان “ده هزار میل در ایران» گردآوری کرد. کتابی که اطلاعات گرانبهایی از شرق و جنوب شرقی ایران ارائه می‌دهد.

ایالت کرمان به وسعت خاک فرانسه است

سایکس در سفرنامه خود توجه ویژه‌ای به ایلات کرمان دارد. او درباره این ایالت چنین می‌نویسد: “از لحاظ اوضاع جغرافیایی ایالت کرمان که تقریبا به وسعت خاک فرانسه است، به واسطه اختلاف آب و هوا تفاوت محصولات و مغایرت آداب و رسوم اهالی شایان توجه می‌باشد، زیرا قسمت وسیعی از اراضی داخله این ایالت، پست و کوتاه بوده و در برخی نقاط آن نخل خرما می‌روید و سکنه آن مثل اهالی پنجاب سیاه چرده‌اند و محصول گندم آنها شتوی است و در بهار درو می‌شود. ولی از طرفی بعضی نقاط آن مثل جیرفت که آن را گرمسیر می‌نامند منتهی به نواحی کوهستانی است که اراضی مرتفع معروف به “ساردو» حد فاصل آن به‌شمار می‌رود. نواحی مزبور که دارای فلات زیبایی است در حدود 1000 فوت ارتفاع دارد و رشته کوه‌های آن که تقریبا ممتد به سمت شمال غربی است آخرین قسمت جنوبی جبال ایران محسوب می‌شود.

در جنوب کرمان نیز نیز ارتفاع برخی جبال به 14 هزار فوت می‌رسد و در طرفین شمال و مشرق این ایالت است که ارتفاعات رو به نقصان می‌گذارد. لیکن اطراف کرسی‌نشین آن، کوه‌‌های بلندی قرار دارد که اراضی پست لوت در ماورای آنها واقع شده. برای توضیح مطلب بایستی گفت که تمام خاک این ایالت مرکب از دو قسمت است که یک قسمت آن را صحرای لم‌یزرع و خشک، و قسمتی را بیابانی که دارای واحات متعددی است تشکیل می‌دهد، مثلا در جهات جنوبی و غربی و شرقی کرمان بیابان‌هایی است که در هر چند میل مسافت آبادی‌های کوچک و دهات محقری احداث گردیده و اهالی از چشمه‌سارهای جبال اطراف استفاده می‌نمایند. به این معنی که با زحمات وافری آب چشمه‌های مزبور را از مسافت زیادی به وسیله قنات برای کشت و زرع به جلگه می‌رسانند. در بعضی نقاط عمق برخی از چاه‌ها این قنوات بالغ بر 400 فوت است.

اگرچه تا کنون مقدار بارندگی کرمان محقق و معلوم نشده ولی از روی مقیاس تهران که در حدود 10 اینچ است شاید تعیین هفت اینچ یا کمتر برای میزان بارندگی کرمان چندان دور از صواب نباشد. این نکته هم نبایستی فراموش شود که میزان بارندگی به تفاوت در بعضی نقاط تغییر و تبدیل پیدا می‌کند، مثلا در جیرفت زیادتر از سایر نواحی بارندگی می‌شود.»

پائیز مطبوع و دلپذیر کرمان

او ادامه می‌دهد: “در اراضی مرتفع این ایالت، در فصل بهار لاینقطع باد شدیدی می‌وزد و طوفان و گردوغباری برپا می‌شود که با ناحیه جنوب غربی ابدا قابل مقایسه نمی‌باشد و در سنوات معروف به ترسالی نیز برف و باران زیاد می‌آید. در اواسط تابستان هوای کرمان گرم است ولی شب‌های لطیفی دارد و بعد از ظهرها به طور کلی اغلب باد می‌وزد.

ایام پاییز مطبوع و دلپسند است ولی ایرانی‌ها معتقدند که در این فصل به واسطه افراط در خوردن میوه تب شیوع پیدا می‌کند. روزهای فصل زمستان نیز هوا صاف و شفاف است. معمولا اواخر نوامبر یک روز تمام باران و در دسامبر مختصری برف می‌آید و در ماه ژانویه اگر به اصطلاح ترسالی باشد، سه یا چهار برف سنگین می‌افتد که به زودی ذوب و آب ان به سمت جلگه سرازیر می‌شود.

بیابان‌های خشک لم‌یزرع کرمان برای مسافرین اروپایی به غایت وحشت‌آور و ترسناک می‌باشد. در نقاط پرجمعیت تعداد اشجار رو به تقلیل است زیرا اهالی چوب اشجار را به تقلیل است زیرا اهالی چوب اشجار را به واسطه فقدان ذغال‌سنگ تبدیل به ذغال کرده به مصرف سوخت می‌رسانند و جبالی که چوب و درختستان‌هایی نظیر جنگل داشته باشد و در این ناحیه به غایت نادر و کمیاب است. برای اثبات عدم تازگی این موضوع اقامه دلیلی بهتر از نقل نوشته‌جات “جوزافاباربارو» نمی‌باشد در این ناحیه جنگل و بیشه و درختستان وجود ندارد و فقط اشجار میوه آن هم از پرتو زحمات وافر رعایا غرس شده و به ثمر می‌آید».

شهرت جهانی پسته کرمان

سایکس می‌نویسد: “پسته کرمان نیز کمال شهرت را دارد و محصول سالیانه آن به‌طور متوسط در حدود 17143 من کرمان است که 2500 پوند قیمت دارد.

از اشجار فراوان در درجه اول چنار و بعدا اسپیدار و از اینها که گذشت، بید، بیدمجنون، سرو، سنوبر، سنجد، کاج، اقاقیا و نسترن است. گل سرخ نیز تاحدی فراوان و یاسمن نیز جسته جسته مشاهده می‌شود. چون ایرانی‌ها معمولا عاشق و فریفته گل می‌باشند تخم انواع و اقسام گل‌های فرنگی زیاد طالب و خواهان دارد. گلاب نیز مورد استعمال واقع می‌شود و حتی در بعضی مایعات نوشیدنی هم به کار می‌رود. از حیوانات شکاری خرس و پلنگ در کوه‌ها فراوان است ولی کمتر خودشان را نشان می‌دهند و به همبن جهت هم گرفتار نمی‌شوند. گوزن و بز کوهی نیز فراوان است و آهو هم در جلگه‌های اطراف به سر می‌برند. از طیور، کبک و کبوتر برای شکار به حد وفور یافت می‌شود ولی بلدرچین و نوک‌دراز و اردک نادر و کمیاب است.

ایالت کرمان مرکب از هیجده ناحیه است که به چندین شهر و بلوک و قصبه منقسم می‌شود: کوهپایه، راور، زرندو کوهبنان در شمال، رفسنجان و انار و پاریز و سیرجان در جنوب غربی، بردسیر؛ اقطاع، ارزو؛ رابر، جیرفت، رودبار، بشاگرد،بم، نرماشیر، راین، ساردو و خبیص.

برای حفظ و حراست این ایالت بیابانی دو فوج پیاده تشکیل داده‌اند که این دو فوج چهار گروهان همواره سرخدمت حاضر و مابقی احتیاط‌‌اند. قشون کرمان چمدنفری توپچی و چند عراده توپ صحرایی نیز دارد. پادگان بم و نرماشیر را یک فوجئسرباز تشکیل می‌دهند که نصف آنها مأمور بلوچستان‌اند و دو سه عرابه توپ کهنه قدیمی هم تحت اختیار آنها می‌باشد. علاوه بر اینها عده‌ای پیاده و سوار نظام هم به نلم قره سواران انتظامات طرع و شوارع را عهده دارند که در جاه‌های مهم نگهبانی می‌کنند. افراد قشون از حیث قوای طبیعی قابل تقدیس و جوانان زحمتکش و فعالی می‌باشند ولی متأسفانه اسلحه آنها کهنه و مستعمل است در صورتی‌که سارقین و اشرار از تفنگ‌های مارتینی استفاده می‌کنند.»

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.