نگاهی به مجموعه غزل «مِی­‌شِکَر» سروده‌ کبری موسوی قهفرخی

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، متن یادداشت به شرح زیر است:

“شاعر تنها با نگرشی که خود به آن دست یافته و به‌ واسطه‌ی چگونگی به‌کارگیری زبان، قادر به خلق جهان شخصی خود و پدید آوردن شیء هنری مکتوب است.

شعر جدی بر فردیت و تجربیات فردی نویسنده استوار است، مبین دنیای ویژه‌ی شاعر و نگرش اوست و درواقع کوششی است برای نظم دادن به تجربیات و بینش منحصربه‌فرد نویسنده در شکلی مناسب و رضایت‌بخش تا به این وسیله شناخت عینی و تازه‌ای از جهان شخصی نویسنده تجسم یابد و خواننده در این نوع از شعر آرزوی خویشتن را برای درک کنه واقعیت جستجو کند و از طریق خواندن متن، در نقش محرکی برای قوای اندیشه و تخیل، جهان خود را متعالی کند و فرایند لذت در آثار جدی به‌واسطه‌ی همین جستجو، خلق دوباره و تعالی شکل می‌گیرد. نو بودن و نوگرایی از شرط‌های لازم و نه کافی شعر جدی است اما هر رویکرد نوگرایانه­ای در شعر بدون شناخت عینی و جزءنگرانه و صناعت شعری مخصوص به خود و رفتاری که هنرمند با ابزار بیانی خویش در پیش می‌گیرد منجر به کمال هنری متن نخواهد شد چراکه صفت نو فی‌نفسه نه بهتر از صفات دیگر است و نه بدتر. هنرمند به‌واسطه‌ی شناخت و نگرشی که نسبت به مدیوم ادبیات دارد در تقابل با سنت ادبی، برخوردی پویا را سرلوحه‌ی کار خویش قرار می‌دهد.

در این میان از یک‌سو با نگاهی مواجهیم که هستی را شعری مجسم می‌بیند و بر جهان‌بینی و زاویه دید منحصربه‌فرد هنرمند استوار است و از سوی دیگر با نگاهی که در چگونگی پدیده‌ها به دنبال دلیل‌های شاعرانه است. نگاه دوم در جستجوی یافتن و بیان دلیل‌های شاعرانه برای اتفاقاتی است که در زندگی روزمره با آن‌ها مواجهیم و به‌این‌ترتیب و بر اساس این نگاه، با این پرسش مواجهیم که آیا نظامی نو، بنیان نهاده خواهد شد یا خیر؟

در مجموعه غزل “مِی­شِکَر» گاه این جستجوی دلیل‌های شاعرانه با زیست شخصی و تجربه‌های یگانه‌ی شاعر از هستی پیوند می‌خورد و در واحد “بیت» جهان شخصی شاعر را بازنمایی می‌کند. اما چنانچه شعر را موجودی زنده بپنداریم می‌توان انتظار داشت که بین اجزای مختلف هر شعر ارتباط معنایی و تصویری وجود داشته باشد. ارتباطی نه بر مبنای پیش‌فرض‌ها و پیش­متن‌های خواننده بلکه بر مبنای نظامی که در دنیای منحصربه‌فرد متن پایه‌گذاری شده است.

در این مجموعه با این پرسش مواجهیم که آیا پاره‌های شعر به‌گونه‌ای با هم ارتباط دارند که اگر بخشی از آن‌ها را برداریم، شعر ناقص بماند؟

جواب این پرسش در اکثر موارد منفی است و حتا در مواردی به شکلی مشهود “قافیه» و “ردیف»، شعر را به سمت آنچه بیان ‌شده، سوق داده است.

متن هنری نه بر پایه‌ی چیستی بیان، بلکه بر پایه‌ی چگونگی بیان استوار است. “مِی­شِکَر» هر بار که با زاویه دید و بیانی متفاوت در راه کشف ناشناخته‌ها گام برداشته، به‌سوی خلق شیء هنری مکتوب حرکت کرده و در مواردی که رویکرد این‌چنین نبوده، بیشتر به تکرار مکررات شبیه است. به‌طورکلی در مواردی که شاعر از زیبایی‌شناسی سنتی فاصله می‌گیرد و از پیش متن‌هایش به متن خود پل می‌زند زیبایی‌شناسی مبنی بر فردیت شاعر شکل می‌گیرد که این رویکرد در تضاد با مواردی است که جهان شعر صرفاً بازتاب پیش‌ازاین سروده شده‌هاست.

در این مجموعه هرگاه نوع گفتار شعر به “گفتار معیار» نزدیک است از ظرفیت‌های موجود در زبان، در جهت آفرینش شعر بهره‌برداری بیشتر و بهتری شده و هرگاه شاعر از این رویکرد فاصله گرفته، متن در بسیاری از موارد به “فاصله‌ی اندیشه و گفتار» دچار شده است.

به کار گرفتن عناصر جغرافیایی و گفتار بومی و همچنین وام گرفتن از زندگی روزمره، جهان شعری را به سمت تشخص پیش برده که نتیجه‌ای شایان توجه است.»

مجموعه شعر “می‌شکر» شامل 48 غزل، در 56 صفحه، به بهای 5000 تومان، توسط نشر فصل پنجم منتشر شده است. این کتاب جزو نامزدهای بخش شعر جایزه ادبی پروین بود.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.